نهج البلاغه
حکمت 132
















وَ قَالَ علیه السلام إِنّ لِلّهِ مَلَکاً ینُاَدیِ فِی کُلّ یَومٍ لِدُوا لِلمَوتِ وَ اجمَعُوا لِلفَنَاءِ وَ ابنُوا لِلخَرَابِ
و درود خدا بر او، فرمود: خدا را فرشته ای است که هر روز بانگ می زند: بزایید برای مردن، و فراهم آورید برای نابود شدن، و بسازید برای ویران گشتن .
Imām Ali ibn Abū Tālib said: “There is an angel of Allāh who calls out every day: “Beget "!children for death! Gather wealth for destruction and raise construction for ruin
نهج البلاغه
حکمت 130










وَ قَالَ علیه السلام وَ قَد رَجَعَ مِن صِ فّینَ فَأَشرَفَ عَلَی القُبُورِ بِظَ اهِرِ الکُوفَهِ یَا أَهلَ الدّیَارِ المُوحِشَهِ وَ المَحَالّ المُقفِرَهِ وَ القُبُورِ
المُظلِمَهِ یَا أَهلَ التّربَهِ یَا أَهلَ الغُربَهِ یَا أَهلَ الوَحدَهِ یَا أَهلَ الوَحشَهِ أَنتُم لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحنُ لَکُم تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمّا الدّورُ فَقَد سُکِنَت
وَ أَمّا الَأزوَاجُ فَقَد نُکِحَت وَ أَمّا الَأموَالُ فَقَد قُسِمَت هَذَا خَبَرُ مَا عِندَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِندَکُم ثُمّ التَفَتَ إِلَی أَصحَابِهِ فَقَالَ أَمَا لَو أُذِنَ
لَهُم فِی الکَلَامِ لَأَخبَرُوکُم أَنّ خَیرَ الزّادِ التّقوَی
و درود خدا بر او، فرمود: (امام علیه السّلام، وقتی از جنگ صفّین برگشت و به قبرستان پشت دروازه کوفه رسید رو به مردگان
کرد.) ای ساکنان خانه های وحشت زا، و محلّه های خالی و گروهای تاریک، ای خفتگان در خاک، ای غریبان، ای تنها
شدگان، ای وحشت زدگان، شما پیش از ما رفتید و ما در پی شما روانیم، و به شما خواهیم رسید . امّا خانه هایتان! دیگران در
آن سکونت گزیدند؛ و امّا زنانتان! با دیگران ازدواج کردند، و امّا اموال شما! در میان دیگران تقسیم شد! این خبری است که
ما داریم، حال شما چه خبر دارید؟ (سپس به اصحاب خود رو کرد و فرمود) بدانید که اگر اجازه سخن گفتن داشتند، شما را
خبر می دادند که: بهترین توشه، تقوا است .
When Imam Ali ibn Abu Talib returned from (the battle of ) Siffin and noticed the graves outside Kūfa, he said: “O residents of houses which give a sense of loneliness, of areas depopulated, of gloomy graves! O people of the dust! O victims of strangeness! O people of loneliness and O people of desolation! You have gone ahead and preceded us while we are following you and will join you. The houses (you left) have been inhabited by others; the wives (you left) have been married by others; the .(properties (you left) have been distributed (among heirs”!?This is the news about those around us; what is the news about things around you Imām Ali ibn Abū Tālib then turned to his companions and said: "Beware! If they were allowed to speak, they will inform you that:Verily, the best provision is fear of Allāh ”.((Qur'ān, 2:197
نهج البلاغه
حکمت 129




وَ قَالَ علیه السلام عِظَمُ الخَالِقِ عِندَکَ یُصَغّرُ المَخلُوقَ فِی عَینِکَ
و درود خدا بر او، فرمود: بزرگی پروردگار در جانت، پدیده ها را در چشمت کوچک می نمایاند .
Imām Ali ibn Abū Tālib said: “The Greatness of the Creator appreciated by you will belittle the creatures in your view
نهج البلاغه
حکمت 128










وَ قَالَ علیه السلام تَوَقّوُا البَردَ فِی أَوّلِهِ وَ تَلَقّوهُ فِی آخِرِهِ فَإِنّهُ یَفعَلُ فِی الَأبدَانِ کَفِعلِهِ فِی الَأشجَارِ أَوّلُهُ یُحرِقُ وَ آخِرُهُ یُورِقُ
و درود خدا بر او، فرمود: در آغاز سرما خود را بپوشانید، و در پایانش آن را دریابید، زیرا با بدن ها همان می کند که با برگ درختان خواهد کرد: آغازش می سوزاند، و پایانش می رویاند.
Imām Ali ibn Abū Tālib said: “Protect yourselves from cold in its (season's) beginning and welcome it towards its end because it affects bodies in the same way as it affects plants: In the beginning, it destroys them, but in the end it gives them fresh leaves.
نهج البلاغه
حکمت 127



وَ قَالَ علیه السلام مَن قَصّرَ فِی العَمَلِ ابتلُیِ بِالهَمّ وَ لَا حَاجَهَ لِلّهِ فِیمَن لَیسَ لِلّهِ فِی مَالِهِ وَ نَفسِهِ نَصِیبٌ
و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که در عمل کوتاهی کند، دچار اندوه گردد ، و آن را که از مال و جانش بهره ای در راه خدا نباشد خدا را به او نیازی نیست
Imam Ali ibn Abu Talib said : “ Whoever falls short of good deeds falls into grief, and Allāh has nothing to do with one who sets aside nothing of his wealth for the sake of Allāh.
نهج البلاغه
حکمت 126
















وَ قَالَ علیه السلام عَجِبتُ لِلبَخِیلِ یَستَعجِلُ الفَقرَ ألّذِی مِنهُ هَرَبَ وَ یَفُوتُهُ الغِنَی ألّذِی إِیّاهُ طَلَبَ فَیَعِیشُ فِی الدّنیَا عَیشَ الفُقَرَاءِ وَ یُحَاسَبُ فِی الآخِرَهِ حِسَابَ الَأغنِیَاءِ وَ عَجِبتُ لِلمُتَکَبّرِ ألّذِی کَانَ بِالَأمسِ نُطفَهً وَ یَکُونُ غَداً جِیفَهً وَ عَجِبتُ لِمَن شَکّ فِی اللّهِ وَ هُوَ یَرَی خَلقَ اللّهِ وَ عَجِبتُ لِمَن نسَ یِ المَوتَ وَ هُوَ یَرَی المَوتَی وَ عَجِبتُ لِمَن أَنکَرَ النّشأَهَ الأُخرَی وَ هُوَ یَرَی النّشأَهَ الأُولَی وَ عَجِبتُ لِعَامِرٍ دَارَ الفَنَاءِ وَ تَارِکٍ دَارَ البَقَاءِ
و درود خدا بر او، فرمود: در شگفتم از بخیل: به سوی فقری می شتابد که از آن می گریزد، و سرمایه ای را از دست می دهد که برای آن تلاش می کند. در دنیا چون تهیدستان زندگی می کند، امّا در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می شود . و در شگفتم از متکبّری که دیروز نطفه ای بی ارزش، و فردا مرداری گندیده خواهد بود ؛ و در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را می نگرد و در وجود خدا تردید دارد ! و در شگفتم از آن کس که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده است ، و در شگفتم از آن کس که پیدایش دوباره را انکار می کند در حالی که پیدایش آغازین را می نگرد ، و در شگفتم از آن کس که خانه نابود شدنی، را آباد می کند امّا جایگاه همیشگی را از یاد برده است .
Imam Ali ibn Abu Talib said : “ I wonder about a miser who hastens towards the very destitution from which he wants to run away, missing the very ease of life which he covets. Consequently, he passes his life in this world like the destitute but will have to render an account (of it) in the Hereafter like the rich I wonder about a proud man who was just a drop of semen the other day and will turn into a corpse tomorrow. I wonder about a man who doubts Allāh although He sees what He has created. I wonder about one who has forgotten death although he sees people dying. I wonder about one who denies the second life although he has seen the first. I wonder about one who inhabits this transient abode but ignores the everlasting one.
نهج البلاغه
حکمت 125








وَ قَالَ علیه السلام لَأَنسُبَنّ الإِسلَامَ نِسبَهً لَم یَنسُبهَا أَحَ دٌ قبَلیِ الإِسلَامُ هُوَ التّسلِیمُ وَ التّسلِیمُ هُوَ الیَقِینُ وَ الیَقِینُ هُوَ التّصدِیقُ وَ
التّصدِیقُ هُوَ الإِقرَارُ وَ الإِقرَارُ هُوَ الَأدَاءُ وَ الَأدَاءُ هُوَ العَمَلُ
و درود خدا بر او، فرمود: اسلام را چنان می شناسانم که پیش از من کسی آنگونه معرّفی نکرده باشد.
اسلام همان تسلیم در برابر خدا و تسلیم همان یقین داشتن، و یقین اعتقاد راستین، و باور راستین همان اقرار درست، و اقرار
درست انجام مسئولیّت ها، و انجام مسئولیّت ها همان عمل کردن به احکام دین است .
Imām Ali ibn Abū Tālib said: “I am defining Islam as none has defined it before:Islam is
submission, submission is conviction, conviction is affirmation, affirmation is
acknowledgment, acknowledgment is carrying out (obligations) and carrying out
”.obligations is action
نهج البلاغه
حکمت 123









وَ قَالَ علیه السلام طُوبَی لِمَن ذَلّ فِی نَفسِهِ وَ طَابَ کَسبُهُ وَ صَ لَحَت سَرِیرَتُهُ وَ حَسُنَت خَلِیقَتُهُ وَ أَنفَقَ الفَضلَ مِن مَالِهِ وَ أَمسَکَ
الفَضلَ مِن لِسَانِهِ وَ عَزَلَ عَنِ النّاسِ شَرّهُ وَ وَسِعَتهُ السّنّهُ وَ لَم یُنسَب إلَی البِدعَهِ
و درود خدا بر او، فرمود: خوشا به حال آن کس که خود را کوچک می شمارد، و کسب و کار او پاکیزه است، و جانش
پاک، و اخلاقش نیکوست، که ما زاد بر مصرف زندگی را در راه خدا بخشش می کند، و زبان را از زیاده گویی باز می دارد
و آزار او به مردم نمی رسد، و سنّت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم او را کفایت کرده، بدعتی در دین خدا نمی گذارد .
Imam Ali ibn Abu Talib said : “ Blessed be whoever humbles himself, whose livelihood is pure, whose heart is pure, whose habits are virtuous, who spends his savings (in the cause of Allāh), who prevents his tongue from speaking nonsense, who keeps people safe from his evil, who is pleased with the (Prophet's) Sunnah and who is unconnected (with innovation (in religion.
نهج البلاغه
حکمت 122







وَ تَبِعَ جِنَازَهً فَسَ مِعَ رَجُلًا یَضحَکُ فَقَالَ کَأَنّ المَوتَ فِیهَا عَلَی غَیرِنَا کُتِبَ وَ کَأَنّ الحَقّ فِیهَا عَلَی غَیرِنَا وَجَبَ وَ کَأَنّ ألّذِی نَرَی مِنَ
الَأموَاتِ سَ فرٌ عَمّا قَلِیلٍ إِلَینَا رَاجِعُونَ نُبَوّئُهُم أَجدَاثَهُم وَ نَأکُلُ تُرَاثَهُم کَأَنّا مُخَلّدُونَ بَعدَهُم ثُمّ قَد نَسِینَا کُلّ وَاعِظٍ وَ وَاعِظَهٍ وَ رُمِینَا
بِکُلّ فَادِحٍ وَ جَائِحَهٍ
[و در پی جنازه ای می رفت، شنید مردی می خندد فرمود:]!
گویا مرگ را در دنیا بر جز ما نوشته اند، و گویا حق را در آن بر عهده جز ما هشته اند، و گویی آنچه از مردگان می بینیم
مسافرانند که به زودی نزد ما باز می آیند، و آنان را در گورهاشان جای می دهیم و میراثشان را می خوریم، پنداری ما از پس
آنان جاودان به سر می بریم.
سپس پند هر پند و پند دهنده را فراموش می کنیم و نشانه قهر بلا و آفت می شویم.و
Imām Ali ibn Abū Tālib was walking once behind a borne coffin when he heard someone laughing. He, therefore, said: “Is it that death has been ordained only for others? Is it that right is obligatory only on others? Is it that those whom we see departing on their death journey will come back to us? We place them in their graves then enjoy their estate (as if we will live for good after them). We have ignored every preacher, man or woman, exposing ourselves to every type of catastrophe.
نهج البلاغه
حکمت 121














وَ قَالَ علیه السلام شَتّانَ مَا بَینَ عَمَلَینِ عَمَلٍ تَذهَبُ لَذّتُهُ وَ تَبقَی تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٍ تَذهَبُ مَئُونَتُهُ وَ یَبقَی أَجرُهُ
و درود خدا بر او، فرمود: چقدر فاصله بین دو عمل دور است: عملی که لذّتش می رود و کیفر آن می ماند، و عملی که رنج
آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است !
Imām Ali ibn Abū Tālib said: “What a difference there is between two kinds of actions:an action the pleasure of which passes away but its (ill) consequence remains, and an action the hardship of which passes away but its reward stays
نهج البلاغه
حکمت 119





وَ قَالَ علیه السلام مَثَلُ الدّنیَا کَمَثَلِ الحَیّهِ لَیّنٌ مَسّهَا وَ السّمّ النّاقِعُ فِی جَوفِهَا یهَویِ إِلَیهَا الغِرّ الجَاهِلُ وَ یَحذَرُهَا ذُو اللّبّ العَاقِلُ
و درود خدا بر او، فرمود: دنیای حرام چون مار سمّی است، پوست آن نرم ولی سمّ کشنده در درون دارد، نادان فریب خورده
به آن می گراید، و هوشمند عاقل از آن دوری گزیند .
Imām Ali ibn Abū Tālib said:
“The example of the world is like a snake: It is soft in touch but its inside is full of venom. An ignorant person who has fallen into deceit is attracted to it, but a wise and intelligent man stays on guard against it.